تبليغاتX
کیش و پات
تفور بر تو اى چرخ گردان تفور|87/11/29-

 

مرده‌ى اول را خاك مى‌ريزم. مرده‌ى دوم را كفن پيچ . انگشتم موهايم را به پشت گوشم هل مى‌دهند. سومى را قبر مى‌كـَنـَم. آستينم پيشانيم را خشك مى‌كند.

مرده‌ى اولى حوصله‌ى خودش را هم ندارد. با سومى در كافه ، گپ گوش مى‌دهيم. دومى زيپش را بالا تر مى كشد و برف ها را له مى‌كند. مرده‌ى اول را ختم مى‌گيرم. دومى را خداحافظى مى‌دهم. قبر سومى را پر از اقاقيا مى‌كنم.

قبرستان ِ تاريك ترسناك نيست. خميازه ات را بكش.

ماشين ، بدون سوييچ روشن نخواهد شد ؛ بدون بنزين هم. بدون تو اما ، درختان ، ذره اى تكان نمى‌خورند

دستانم ، برف پاك كن .

 

hDs |
:|87/11/26-

 

برايت شعر بنويسم

يا داستان‌هاى ترسناكت را تعريف مى‌كنى؟

فرقى نمى‌كند

كليد را بچرخان

برق را روشن مى‌كنم

 

 

 

hDs |
تُف|87/11/22-

 

سبز شده ايم

آنقدر بى دليل ،

آنقدر بى‌ اثر ،

آنقدر بى ضرر ،

كه هيچ باغبانى

زحمت ِ وجين كردنمان را

به خودش نمى‌دهد

 

 

hDs |
:/|87/11/17-
 

 

 

 

محل‌ــَت كه نمى‌گذارم

 

گوسفند مى‌شوى

 

در گله‌ى چوپانى كه

 

شمردن را ياد ندارد

 

با زنگوله‌ى گم شده ات

 

از رفتن جا مانده‌اى

 

هوا هم كم كم

 

دارد تاريك مى‌شود

                           

 

hDs |
عمل ِ دياپدز|87/11/10-

 

يك نفر

زير پوست ــَم مى‌دود

زير پوستم

غلط مى‌زند

و دود سيگارش را

پيچيده در نگاهى كه

فقط در او سراغ دارم

با عمل  ِ دياپدز

از دود كش هاى فسفو ليپيدى ام

باز دم مى‌دهد

 

يك نفر

پلك هايم را

به فكر كردن كشانده

و انگشت هايم را

هيجان زده كرده .

 

يك نفر

زير پوستم

آهنگى شاد را

با ساز دهنى مى‌زند

و خواب ِ اضطراب هايم را

آپ مى‌پاشد , .

 

hDs |
زمستان،دوچرخه،جلد|87/11/04-

 

 پرده را مى‌كشم

و روى خوشم را

به سرما تعارف مى‌كنم.

روى شيشه ، ها مى‌كنم

راه مى‌روم و مى‌دوم

مى‌دوم و مى‌خندم

پشت سرم را هم نگاه نمى‌كنم

روى چمن هايى كه نيستند

در حياتى كه درختى نكاشته اند

تاب مى‌خورم

روى تابى كه بوى چمن مى‌دهد

و بوى بهارى كه برف دارد ،.

 

hDs |