خورشيد هم خنك است
طوفان,, باران قطره هاى ِ سردرگم
مهربان تر
و البته دلچسب ترين
مثل ِ هر روزى مىگذرد
پنجشنبه هم
خورشيد داغ نمىشود
كمى بيشتر لبخند بزن.
پ.ن: اين دخـ●ـتر.
باران است
هوا سرد است
من خوشحالم و لبخند دارم
موهايم خيس است
كتاب هايم را بيرون نياوردم
مدادم را روى ِ ميز گذاشتم
كلاه ِ سويى شرتم فداكارى اش گرفته
همه چيز خوب است
من كاملا ً خوشحالم و كلى لبخند دارم.
مثل گلهايى كه بوى خوبى مىدهند ُ توى يك گلدان خوشرنگ روى ميز لازم و البته كافى هستند مىمانى..
من هى دستهايم را تر مىكنم ُ فــِـش و فــِـش بــِـهــِشان شبنم مىدهم و تو هى لبخند مىزنى و در نمىروى..
پرچم هايشان موهايت مىمانند كه به هم مىچسبند و برق هم كه نيست دنبال سـِـشُـوار نگرد بىخودى..
روى حرفهايت درپوش نمىگذارى
درپوشت را به من قرض نمىدهى
از قبل داشته ام
اين غريبگى ها طبيعى خواهد شد
روزى كه همه زود مىرسند
و خانم سبكرو از اين همه بىقانونى ِ مردم ِ ايران گله هاى ِ بــجــا نمىكند
حق هم كه داشته باشى ...
گـِلـِه هايــَت را به گوش ِ كوچكم دعوت مىكنم
و از گوش بزرگم بدرقه مىكنم
طبيعتم تغيير كرده
حرفم فقط اين نيست
و نبود
كه اگر مىشد شنيد
خواهم گفت
نگفتنىها ...
سكوت واقعا ً دلچسب است
تو را نمىدانم
- فيلتر هم كه نداشته باشم-
روى حرفهايت درپوش نمىگذارى
درپوشت را به من قرض نمىدهى
خودم از قبل داشته ام.
حالا هـِــــى بيا و
برايـَم
از شگفتى ِ عطر ِ نعنا و پونهى ِ باران خورده بگو
چتر كه مىگيرى
شاعرانه ترينشان هم
نشنيدنى مىشوند , , ,
:>ممنون از حميد رضا در تغيير ِ شكل ِ اينجا..