تبليغاتX
کیش و پات
بى آر تى!|87/05/31-

 

سرش را با حالت خاصى بالا گرفته بود..

 

احساس مى‌كرد همه دارند نگاهش مى‌كنند،

 

از لحظه‌اى كه جايش را به آن خانم ِ پير داده بود.

 

hDs |
كــَر|87/05/27-

 

هدفون را از گوشش بر نمى‌داشت

و لب‌خوانى هم بلد نبود!

كر شده بود كمى..

 

 

hDs |
خواب تعطيل |87/05/25-

 

 

خميازه بس است

 

جلوى ِ چشم ِ من!

 

تا صبح هم كه زحمت بكشى

 

بااااايــَد اين فصل را تمام كنم!

 

 

hDs |
دريـــا |87/05/21-

 

كارگاه زحمت زيادى نكشيد.

 

قاتل تبرئه شد

 

قاضى آشنا بود انگار

 

دريا هميشه يكجور قاتل است

 

از وقتى آزاد شده يكبند قلدرى مى‌كند..

 

مى‌لرزم از باد..

hDs |
تنهايــــى|87/05/16-

 

خسته كه باشى راحت مى‌خوابى.. راحت مى‌خوابى و ترجيح مى‌دهى اين بى‌خبرى تمام نشود و خوابت ممتد باشد. خسته كه باشى راحت تصميم مى‌گيرى چون خسته‌اى و حال و حوصله‌ى راه دادن انواع و اقسام ِ افكار را در ذهنت ندارى و صريح نظرت را اعلام مى‌كنى. خسته كه باشى چشمهايت خوب باز نمى‌شوند و بدون توجه به خيلى چيزها راهت را ادامه مى‌دهى.. حواس پرتى كمى بي‌انصافى‌ست.. تو فقط خسته اي و خستگى تمركزت را كم رنگ كرده. وقتى خوابى به تنهايى فكر نمى‌كني.. فقط خواب كتاب‌هاى ِ تستت را مى‌بينى كه در خواب هم فشارت مى‌دهند و در بيدارى تنهايت نمى‌گذارند. كلاس..| جزوه..| تست..| ناهار..| تست.. | خواب..| و دوباره كلاس..| تنهايى ام را لاى ِ كتاب‌هايَم گم كردم .. گم مى‌كنم.. گم خواهَم كرد. حواسم را پرت نكن.

 

hDs |
در پارك |87/05/06-

 

 

خيره ماند

به همهمه‌ى ِ پارك

دخترك ِ تنها!

 

<شايد چاره‌اى باشَد..

hDs |
قبل از بازى|87/05/01-

 

به هر حال من برنده مى‌شوم

اگر دوست دارى بازى را واگذار كن

اگر هم دوست ندارى يك ساعت و نيم همه را علاف كن!

 

hDs |