یه روز آبی
روز صورتی ، طلایی
یه روز رنگین کمانی ، آفتابی!
امروز صورتت میان خورشید پیداست
و دیشب بین ستاره ها بود
لبخندت را دیدم!
امروز روز توست!
HaPpY BIrThDaY NooSHin
داغون هستیم.
خدا جان تیشه برداشته ای و به ریشه مان می زنی؟
می دانی ، می دانستی که ما ، بعد از شما ...
ما جان بی ارزشمان به دوستانمان بسته است ...
می دانی و با ما این چنین می کنی؟
به چشمان قرمزمان نگاه کن!
در مدرسه روزهای خوبی داشتیم...
5 سال
5 سال و ....
20 و
20 و
تازه امروز فهمیدیم و همین امروز... مراسم خداحافظی!
اشک هایمان را نگه داشتیم تا از ما چهره ی خندانمان یادش بیاید...
روزهایمان پر شده اند از خداحافظی ، اشک.
سفرش به شهر اجدادیمان. شهر بادگیرها!
نمی دانیم چه بگوییم ...
تک تکمان را به خودت می سپاریم
مواظبش باش.

پ.ن: تا همیشه ، همه جوره روی ما حساب کن...
یه جمله ، فقط یه جمله که از همه ی نقطه هاش مهربونی می چکه...
خیالمو راحت می کنه ...اونقدر که نمی تونم بگم چقدر!!
